اقدام به جای اهمال کاری

دیروز عصر سر گیجه گرفته  بودم رفتم پیش خاله م که خونه ش نزدیک خونه ماست فشارم گرفت از نه کمتر بود . یک لیوان عرق بیدمشک  خنک بهم داد و یک چای هل دار بهم داد بهتر شدم نشستیم حرف زدن و خونه برگشتم . پسرم خونه مامانم رفته بود بعد از من برگشت . االان   فکر کردم اوضاع خونه خیلی اشفته هست با خودم فکر کردم امروز رو برم بنگاههای املاک نزدیک خونه و دنبال یک جای کوچیک و نوساز بگردم تا رهن یا اجاره کنم  و  پیشی ها رو تو واحدشون اسکان بودم برم و اون چا یکی دو ماهی زندگی کنم تا پیمان کار هال و اشپز خونه رو کامل کنه و برگردشم سر خونه زندگیمون. با این سرعت کم که کار میکنیم و مدام بینش فاصله می افته خیلی طول میکشه که کل خونه  تمام بشه و از این اشفتگی در بیاد .

کارنشد نداره باید از قبل این کار رو میکردم البته دنبال این کار هم رفتم اما وسط کار رها کردم ارامش پیشی    ها و خودم از همه ش مهمتر بود حالا هم به تصمیمم احترام میزارم برای خراب کردن و فروختن همیشه وقت هست اینکه حیاطم دبشه و دوسش دارم میشه جای دیگه هم خونه ساخت با دیوارهای بلند     اونجا هم دبش میشه . اصلا   به فکرم رسیده برم اطراف یزد مناطق   ارزونتر زمین بخرم و یک خونه برای خودم بسازم .

دو تا کار دارم امروز برم بانک و ببینم رییس یهم وام مید ه  بعد هم برم چند تا املاکی سر بز نم تا خودم ایده هام رو عملی نکنم کسی اینکار رو واسم نمیکنه  . خوشحالم از اینکه خانه دارم و مجبور نیستم در بند کار باشم و هر جای دنیا برم کمی به کارهای خونه برسم  و بعد برم سراغ این دو کار .

/ 0 نظر / 14 بازدید